اگر قصد داريد به پيک نيک يا مسافرت برويد ، حتي در صورت کمبود و يا نبود جاي کافي براي دوچرخه ، اصرار و التماس کنيد که من بايد حتماً دوچرخه ام را هم با خودم بياورم.
هرچه پدر و مادرتان اصرار کردند که در اين چند روز باقيمانده تعطيلات لاي کتاب هاي سال گذشته را باز کنيد ، زير بار نرويد و هم چنان به فکر تفريح و بازي باشيد.
خريد لباس مدرسه ، کيف ، کوتاه کردن مو ، اتو کشي لباس فرم مدرسه را به آخرين دقايق فصل تابستان موکول کنيد و بازي و تفريح را به آن ترجيح دهيد .
زير بار حرف پدر و مادرتان که مرتب مي گويند که در اين روزهاي آخر فصل تابستان کمی زودتر بخواب و صبح ها رودتز پاشو تا کم کم عادت کنی ، نروید و هم چنان به رویه دیر خوابی تان و صبح ها تا ظهر خوابیدن ادامه دهید .
در آخرین روزهای فصل تابستان که همه مشغول آماده شدن برای رفتن به مدرسه هستند ، شما با خوردن انواع مواد غذایی غیر بهداشتی و یا شنا کردن در آب های آلوده و یا شرکت در انواع مسابقات خشن خود را بیمار و مجروح کنید و بدین ترتیب چند روز اول را در خانه سپری کنید و درس و مدرسه را چند روزی عقب بیندازید .
16پرسش که زندگی شما را تغییر خواهد داد
در زندگی بشری پرسش های فراوانی مطرح است که به نظر ساده می رسد اما در واقع پرسش هایی هستند که می توانند روند زندگی زندگی انسان را دستخوش تغییرانی اساسی کنند. این هفته تصمیم گرفته ایم به طرح و پاسخ 16 پرسش اساسی زندگی امروز بشری بپردازیم. اطمینان داشته باشید پس از مطالعه این 16 پرسش دریچه های نوینی بر زندگی شما گشوده خواهد شد.
1- چرا روی آدرس اینترنتی به جای یک W، سه تا W می گذارند؟
- چون کار از محکم کاری عیب نمی کند.
2- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود؟
- چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد.
3- برای قطع جریان برق چه باید کرد؟
- باید قبض آن را پرداخت نکرد.
4- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود، چه نام دارد؟
- دندان مصنوعی.
5- چطور می شود چهار نفر زیر یک چتر بایستند و خیس نشوند؟
- وقتی هوا آفتابی باشد این کار را انجام دهند.
6- اگر سر پرگار گیج برود چه می کشد؟
- بیضی!
7- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟
- برایش صندلی می گذاریم.
8- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد؟
- چون اگر هر دو را بالا بگیرد، می افتد!
9- چرا دود از دودکش بالا می رود؟
- چون ظاهراً چاره دیگری ندارد!
10- چرا دو دوتا می شود پنج تا؟
- چون علم پیشرفت کرده!
11- فرق باتری با جرج بوش چیست؟
- باتری اقلاً یک قطب مثبت دارد ولی جرج بوش هیچ چیز مثبتی ندارد.
12- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟
- طلاق.
13- ناف یعنی چه؟
- ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است.
14- خط وسط قرص برای چیست؟
- برای اینکه اگر با آب نرفت پایین با پیچ گوشتی برود.
15- اگر یه نقطه آبی روی دیوار دیدید که حرکت می کند چیست؟
- مورچه ای ست که شلوار لی پوشیده!
16- چرا فیل از سوراخ سوزن رد نمی شود؟
- برای اینکه ته دمش گره دارد.
آخرين نسخه ضد حال های موجود در اینترنت
۱- میری تو یه وب لاگ و میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده ست!
۲- یه فایل ZIP دانلود میکنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستند!
۳- تو جستجو گر عکس گوگل کلمه کرگدن رو تایپ می کنی عکس خودت رو پیدا میکنه!
۴- بعد از کلی کار و خستگی میای تو نت میبینی یاهو و گوگل رو هم فیلترکردن!
۵- داری واسه استادت ایمیل میزنی( جون ننت نمره بده بابا) و کلی واسش خالی بستی یهو اکانتت تموم میشه!
۶- میری تو یه سایت و اینقدر دنبال یه لینک میگردی که مخت هنگ میکنه!
۷- سایتت رو با هزار بدبختی توی گوگل ثبت میکنی وقت جستجو میفته صفحه 400!
۸- بازم میری تو کافی نت دانشگاه و داری یواشکی یه سایت بالای 18 میبنی ولی یه دفعه کامپیوتر هنگ میکنه و همون موقع دخترای همکلاسیت میانبالا سرت!(این قضیه بر عکسش هم اتفاق بيفته جالبه!)
سه ساعت داشتی یه فایل رو دانلود میکردی وقتی به 99% میرسه کامپیوتر RESET میشه!
۱۰- رو لینک فقط بالای 18 سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ!!!
۱۱-10 ساعت با کارت شبکه هوشمند دقیقه ای 5 تومن تو چت رو مخ یه نفر کار میکنی و بعدش که عکسش رو میبینی.........!
۱۲- کلی سایت های بالای 18 میری و یادت میره HISTORY رو پاک کنی فرداش همشون رو بابات میفهمه!
۱۳- توی YAHOO 360 حدود 600 تا دختر تو لیستت باشه اما هیچکدومشون بهت پا ندن!
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلي
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم